_(19).jpg)
دست ولی نعمت ز بس مشکل گشا شد
بین قنوتم "ربنا" هم "یا رضا" شد
سجادهام را پهن کردم رو به مشهد
وقتِ اذانِ شرعیه نقاره ها شد
حُجّاج ِکعبه بار بستند و دوباره
نازم به سلطانم که حجِ این گدا شد
با پنجره فولاد گفتم مشکلم را
بیرون نرفته از حرم دردم دوا شد
یک کیسه گندم،چند تا دانه هزاری
مادربزرگم داد..چون حاجت روا شد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا













